تبلیغات
هر کُجا باشم آسمون مالِ مَنہ

مےخواهم زمان متوقف شود

مے خواهمـ  زمان متوقفـــ شود و لحظه ے دیگر را شاهد نباشمــ
شاهــد نباشم که تو  می روے
و من همچون تک درختے تنها روزهـا و شب هـاے بی تو بودن را نظاره می کنمــ
مے خواهم در همین لحظهـ باقی بمانمــ
تا بیش از این درد و رنج بے تو بودن را احساس نکنمــ
توئے که همچون ستاره ے در زندگیمـ درخشیدے
و هیچ گاـهـ از احساسے که به تو داشته م خبر نداشتے
توئے که لحظه لحظه هــایمـ شدے ؛ اما خود از آن بے خبر بودے
مے خواهمـ زمان برایمــ  متوقف  شود و براے  تو  تا ابد با خوشے ادامــه داشته باشــد ...
.
.
.

گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...! گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانهـ مےخواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش...
فردا روز دیگر ے ست !


ارسال شده در تاریخ: پنجشنبه 17 آذر 1390 || دیـــدگاه ()