تبلیغات
هر کُجا باشم آسمون مالِ مَنہ

ســــرد ســــــردم

اجازه نخواهم داد کسی پا در دنیای من و خدایم بگذارد .

نذری بود بین من و خودش .ادا نشد!

گرچه نخواست دلم برای یکبار رنگ شادی را ببیند .

گر چه رسم بندگی را نیاموختم .

" اما اگر کفر نیست " اوهم بنده نوازی نکرد !...

گرچه دنیایم کوچک است .

گرچه زیبا نیست .گر چه دلگیر است .

اما ...!

هر چه هست من تسخیرش کرده ام .

می دانم نیمه پر لیوان زندگی ام خالی شد .

می دانم هستم نیست شد .می دانم بودم نابود شد .

و خوب می دانم نباید عذر خواست .

چرا که نیمه پر لیوان را من خالی نکردم.

" قضا بلا بود "افتاد و شکست.

من هم شکستم اما اشک نریختم .

چرا که مدت هاست سردم !

سرد سرد !تمام وجودم قندیل بسته ...

هرگز نخواهم گذاشت کسی پا میان دنیای سردم بگذارد !

می خواهی بیایی من حرفی ندارم .

بیا !اما تضمین نمی کنم قندیل نبندی...

 

ســــرد ســــــردم


ارسال شده در تاریخ: یکشنبه 15 خرداد 1390 || دیـــدگاه ()